پیرامون طلاق

طلاق به علت مرگ چگونه است؟

در بررسی طلاق به علت مرگ باید بگوییم که این روزها طلاق و پرونده‌های طلاق حجم بسیار زیادی از پرونده‌های مطروحه در دادگاه خانواده را به خود اختصاص داده است.

آمار و ارقامی که هر ساله از سوی مراجع قضایی منتشر می‌شود که نه تنها طلاق بیشتری دعوای مطرح شده در دادگاه‌های خانواده است، بلکه سال به سال نیز آمار آن افزایش پیدا می‌کند و شمار افرادی که درخواست طلاق می‌دهند، بیشتر می‌شود.

اساسی‌ترین و مهم‌ترین مشکل و چالشی که بر سر راه زوجینی که می‌خواهند طلاق بگیرند، عدم آگاهی و تسلط به قوانین است.

مردم عادی اطلاعات کاملی نسبت به حق و حقوق خود در زمان طلاق ندارند و تجربیات دیگران را در این زمینه شنیده‌اند که ممکن است تحریفات زیادی در آن شده باشد.

بنابراین زن ومردی که می‌خواهند طلاق بگیرند، نباید به اطلاعات ناقص خود کفایت کرده و بهتر است در این مسیر با وکلایی که در زمینه طلاق تخصص و تجربه کافی دارند، ارتباط برقرار کرده و به آن‌ها وکالت دهند.

پا گذاشتن در مسیر طلاق بدون داشتن اطلاعات حقوقی کافی و بدون همراهی وکیل طلاق، ممکن است باعث ضایع شدن حق شخص شود و وی نتواند به خوبی از خود دفاع کند.

کسی که به وکیل متخصص طلاق مراجعه می‌کند، از سوی وکیل راهنمایی می‌شود که باید چه مدارکی را در دادگاه برای دفاع از خود ارائه دهد و چه سخنانی در دفاع از خود بزند.

امکان دارد افراد تصور کنند که مراجعه به هر وکیلی می‌تواند مشکل را حل کرده و آن‌ها را به بهترین نحو راهنمایی کند، در صورتی که طلاق نکات مخصوص به خود را دارد و بهتر است به وکیل متخصص طلاق مراجعه نمود.

مراحل قانونی طلاق

اولین کاری که برای شروع شدن مراحل طلاق باید انجام داد این است که زن یا مرد اقدام به تنظیم دادخواست طلاق کنند.

البته بهتر است که خود زوج یا زوجه شخصا اقدام به تنظیم دادخواست طلاق نکرده و این کار را به سامانه طلاق 24 بسپارند تا دادخواست طلاق را به بهترین نحو برای آن‌ها تنظیم نماید.

اما طلاق گرفن مراحلی دارد که به موجب ماده 24 تا 35 قانون حمایت از خانواده به ترتیب زیر است:

  1. زن و مرد باید در سامانه تصمیم ثبت نام کرده و درخواست طلاق خود را ثبت کنند. در این سامانه برای آن‌ها 5 جلسه مشاوره تعیین می‌شود. زمانی که زن و مرد جلسات خود را انجام داده و همچنان تصمیم به طلاق داشتند، مشاور برای آن‌ها گواهی عدم انصراف از طلاق صادر می‌کند.
  2. زن و مرد یا یکی از آن‌ها که وکالت در طلاق از سوی دیگری دارد، با داشتن گواهی عدم انصراف از طلاق باید به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کرده و دادخواست طلاق تنظیم کنند.
  3. در این مرحله دفتر خدمات قضایی الکترونیک دادخواست طلاق را ثبت کرده و به همراه مدارک ضمیمه شده، به دادگاه خانواده ارجاع می‌دهد.
  4. پرونده طلاق زوجین به شعبه صالح دادگاه خانواده فرستاده می‌شود و یک وقت رسیدگی برای زوجین تعیین خواهد شد.
  5. بعد از آن که جلسه رسیدگی تعیین شد، تاریخ و ساعت حضور در دادگاه خانواده از طریق سامانه ثنا به زوجین ابلاغ می‌شود.
  6. حال در جریان رسیدگی زوجین باید داوری را معرفی کنند تا تلاش کند میان زوجین صلح و سازش برقرار کند. در صورتی که زوجین از این کار سر باز بزنند، خود دادگاه یک نفر را به عنوان داور تعیین خواهد کرد. نظری که داور می‌دهد، یک نظر تشریفاتی است.
  7. اگر زن درخواست طلاق داده است، باید برای درخواست خود دلیل محکمه‌پسندی ارائه بدهد، اما اگر مرد درخواست طلاق داده باشد، نیازی به ارائه دلیل محکمه‌پسند نداشته و تنها با انجام وظایفش مانند پرداخت مهریه و نفقه زن، می‌تواند او را طلاق دهد. در این مرحله دادگاه گواهی عدم امکان سازش را صادر خواهد کرد.
  8. بعد از صدور گواهی عدم امکان سازش، زوجین 3 ماه از تاریخ صدور فرصت دارند که اقدامات لازم مانند آزمایش بارداری را انجام داده و آن را به دفتر ثبت ازدواج و طلاق ارائه دهند تا صیغه طلاق میان آنها جاری شود.
  9. در نهایت پس از آنکه برای دفتر ثبت ازدواج و طلاق محرز شد که زن باردار نیست، صیغه طلاق را میان آن دو نفر جاری خواهد کرد.

دادگاه زمانی که حکم طلاق را صادر می‌کند، در ضمن آن، وضعیت مهریه، نفقه و دیگر حقوق مالی زن را نیز مشخص می‌کند و اگر زوجین فرزندی داشته باشند، حضانت فرزند را نیز برعهده یکی از آن‌ها قرار می‌دهد.

مرگ

اگر یکی از زوجین در جریان رسیدگی به درخواست طلاق فوت کند، تکلیف چیست؟

زمانی که دعوایی حقوقی مطرح می‌شود، به کسی که دعوی را طرح کرده خواهان و به کسی که دعوی علیه او طرح شده، خوانده می‌گویند. خواهان و خوانده در واقع اصحاب دعوی هستند. در دعوی طلاق، خواهان و خوانده زوجین است.

سوال اصلی که در اینجا مطرح می‌شود و به منظور پاسخ دادن به آن درصدد تنظیم این مقاله برآمدیم، این است که اگر یکی از زوجین درجریان طلاق فوت کند، تکلیف چیست؟

اصحاب دعوی می‌توانند برای خود وکیل اختیار کنند تا به جای آن‌ها، در جلسات رسیدگی حضور یابد. البته در برخی از جلسات حضور شخص خوانده یا خواهان ضروری است که در این جلسات نیز می‌توانند وکیل خود را به همراه ببرند.

اما در رسیدگی به موضوع دعوی، ممکن است مانعی ایجاد شود که یکی از این موانع، فوت اصحاب دعوی است و باعث می‌شود رسیدگی به دعوی ساقط، متوقف و یا با تاخیر مواجه شود.

زمانی که در حین رسیدگی به موضوعی، یکی از طرفین دعوی فوت نماید، دادگاه رسیدگی به موضوع را متوقف خواهد کرد تا زمانی که جانشین و یا ذی‌نفعی ربای شخص فوت شده تعیین گردد. سپس رسیدگی به دعوی دوباره به جریان خواهد افتاد.

این موضوع نیز در ماده 105 قانون آیین دادرسی مدنی نیز مورد بحث قرار گرفته است. به موجب این ماده:

هرگاه یکی از اصحاب دعوا فوت نماید یا محجور شود یا سمت یکی از آنان که به موجب آن سمت، داخل دادرسی شده زایل گردد دادگاه رسیدگی را به طور موقت متوقف و مراتب را به طرف دیگر اعلام می دارد. پس از تعیین جانشین و درخواست ذی نفع، جریان دادرسی ادامه می یابد مگر اینکه فوت یا حجر یا زوال سمت یکی از اصحاب دعوی تاثیری در دادرسی نسبت به دیگران نداشته باشد که در این صورت دادرسی نسبت به دیگران ادامه خواهد یافت.

متوقف شدن و یا ساقط شدن دعوی، بستگی به مضوع آن دارد. اگر موضوع دعوی قائم به شخص باشد مانند درخواست طلاق یا تمکین، اگر یکی از طرفین فوت کند، چون دیگر دعوی موضوعیت ندارد، قاضی قرار سقوط دعوی را صادر خواهد کرد.

اگر مرد در جریان رسیدگی به طلاق فوت کند، عده زن چقدر است؟

اگر در زمانی که زوجین درخواست طلاق داده‌اند، مرد فوت کند، درخواست طلاق آن‌ها بنا به دلایلی که در فوق بیان کردیم ساقط خواهد شد و دیگر طلاق در مورد آن‌ها موضوعیت نخواهد داشت.

حال در این شرایط زن باید عده وفات نگه دارد. اما سوالی که پرسیده می‌شود این است که عده وفات چقدر است و آیا با عده طلاق فرق دارد؟

عده طلاق بنا بر حکم شرع و قانون برابر است با 4 ماه و 10 روز. فرقی ندارد که نکاح میان زن و مرد دائم باشد یا موقت، زن یائسه باشد یا نه، در هر صورت باید 4 ماه و 10 روز عده نگه دارد.

اگر زن در زمان فوت همسرش باردار باشد، باید تا پایان بارداری عده نگه دارد و اگر مدت بارداری زودتر از 4 ماه و 10 روز به پایان رسید، تا به پایان رسیدن 4 ماه و 10 روز باید عده نگه دارد.

عده وفات از روزی آغاز می‌شود که زن متوجه می‌شود همسرش به فوت رسیده است. پس اگر به هر علتی مانند غیبت مرد، زن با تاخیر متوجه شود که مرد به فوت رسیده است، تاریخ عده او از روزی که زن از مرگ زوج مطلع می‌شود آغاز خواهد شد.

داغدار

دریافت کردن مهریه پس از فوت مرد

از مهم‌ترین حقوق مالی زن در ازدواج، مهریه است. مهریه حق مالی زن است که به هیچ عنوان از بین نمی‌رود مگر آن که خود زن آن را ببخشد و یا آن که شرایط خاص دیگری وجود داشته باشد.

بنابراین حتی اگر مرد فوت کند نیز مهریه از گردن او ساقط نشده و در دیون متوفی قرار می‌گیرد و باید از اموال او پرداخت شود. افراد زیادی هستند که تمایل دارند بدانند چگونه بعد از فوت مرد زن می‌تواند مهریه خود را مطالبه کند. در ادامه پاسخ این سوال را خواهیم داد.

هرکسی که فوت می‌کند وارثانی دارد که مطابق قانون و یا وصیت‌نامه متوفی، صاحب اموال به جا مانده از متوفی می‌شوند. زمانی که مردی فوت می‌کند همسر او از وارثانش محسوب می‌شود.

نکته‌ای که باید بدانید این است که زوج و زوجه در طبقه بندی وارثان قرار نمی‌گیرند زیرا رابطه سببی دارند در نتیجه خارج از طبقات مشمول ارث می‌شوند.

مطالبه مهریه پس از فوت زوج، کار دشوار و سختی نیست و مراحل دریافت آن مانند مطالبه مهریه در زمان حیات شوهر است.

پس از آن که مردی فوت می‌کند، ورثه او به شواری حل اختلاف مراجعه می‌کنند تا ضمن ارائه درخواست خود مبنی بر تصفیه ترکه، گواهی انحصار وراثت نیز دریافت کنند. شورای حل اختلاف نیز از وراث می‌خواهد اقدام به پرداخت دیون متوفی کنند.

همانگونه که در ابتدا اشاره کردیم، مهریه زن نیز پس از فوت مرد، جز دیون او محسوب می‌شود، لذا وارثان باید اقدام به پرداخت آن نمایند. البته زن نیز باید شخصا درخواست مطالبه مهریه بدهد زیرا اگر زن درخواستی مبنی رب مطالبه مهریه خود ندهد، دادگاه نیز به آن ترتیب اثر نخواهد داد.

در صورتی که دیون و بدهی‌های به جا مانده از متوفی به قدری زیاد باشد که دارایی او کفاف پرداخت تمام بدهی و مهریه زن را نداشته باشد، دادگاه به نسبت اموال متوفی و دیون متوفی، اقدام به پرداخت می‌کند.

البته باید در نظر داشت که اگر متوفی مثلا شرکتی داشته باشد که ادامه فعلیت آن بتواند بدهی‌ها را پرداخت کند، به جای فروش آن، حکم به ادامه فعالیت شرکت داده می‌شود و در آمد آن به بدهکاران اختصاص می‌یابد.

مراحل مطالبه مهریه بعد از مرگ زوج چگونه است؟

هنگامی که مرد فوت می‌کند، زن برای آنکه مهریه خود را دریافت کند، لازم است به دایره اجرای ثبت مراجعه کند. دایره اجرای ثبت یک بیستم از مبلغ مهریه را به عنوان هزینه دادرسی از زن می‌خواهد که او می‌تواند پس از دریافت مهریه آن را پرداخت کند.

اما اگر زن از طریق دادگاه مهریه خود را مطالبه کند، به دلیل آن که مطالبه مهریه یک دعوای مالی است، باید 5/3% از میزان مهریه را به عنوان هزینه دادرسی پرداخت کند.

توجه داشته باشید که این روزها بانوان برای مطالبه مهریه باید هم به دایره اجرای ثبت و هم به دادگاه رجوع کنند.

مهریه وی جز مطالباتی است که باید قبل از صدور گواهی انحصار وراثت تعیین تکلیف شود. در صورتی که متوفی اموال کافی برای پرداخت مهریه زن نداشت، او نمی‌تواند مهریه خود را از سایر ورثه بخواهد، مگر در شرایطی که ورثه بی توجه به مهریه او، اموال را میان خود تقسیم کرده باشند.

نکته حائز اهمیتی که وجود دارد این است که باوجود آنکه در طلاق مهریه دختر باکره نصف می‌شد، اما در صورت فوت مرد چنین حکمی جاری نیست و حتی اگر زن و مرد بایکدیگر رابطه جنسی نداشتند، مهریه زوجه باید به صورت کامل به او پرداخت شود.

همچنین قابل توجه است که اگر نکاح میان زن و مرد به صورت موقت بود، زوجه برای مطالبه مهریه خود باید همان مراحلی را طی کند که زوجه دائم طی می‌کند.

البته این در حالتی است که صیغه به صورت رسمی ثبت شده باشد، در غیر این صورت زوجه تنها باید از طریق دادگاه عمومی و چنانچه مهریه او کمتر از 20 میلیون تومان است از طریق شورای حل اختلاف اقدام نماید.

مرگ زن

حضانت فرزند در صورت فوت پدر و مادر برعهده چه کسی است؟

در خصوص حضانت فرزند در صورت فوت یکی از والدین نیز بسیار از وکلای سامانه طلاق 24 پرسیده می‌شود، به همین دلیل در ادامه به آن پاسخ خواهیم داد.

اگر مادر کودکی فوت کند، حضانت او برعهده پدرش است و در صورتی که پدر کودک فوت نماید، حضانت فرزند بر عهده مادرش قرار می‌گیرد. این موضوع هم در ماده 1171 قانون مدنی و هم در ماده 43 قانون حمایت از خانواده مورد اشاره قرار گرفته است.

اما اگر هر دوی پدر و مادر کدک فوت کنند، تکلیف چیست؟ در این حالت حضانت طفل برعهده جد پدری (پدر بزرگ) قرار خواهد گرفت و اگر جد پدری طفل در قید حیات نبود، حضانت کودک برعهده وصی یا قیمی است که پدر یا جد پدری در زمان حیات تعیین کرده باشند.

در نهایت اگر هیچ از یک از افراد فوق وجود نداشتند، این دادگاه است که تصمیم خواهد گرفت حضانت کودک برعهده چه کسی باشد.

مخارج نگهداری و نفقه کودک پس از فوت یکی از والدین

زمانی که یکی از والدین کودک فوت می‌کند و یا از یکدیگر جدا می‌شوند، این سوال ایجاد می‌شود که اکنون چه کسی عهده‌دار مخارج طفل است؟

در پاسخ به این سوال باید گفت همانطور که در زمان زندگی مشترک پدر باید نفقه کودک را پرداخت می‌کرد، پس از طلاق نیز همچنان پدر باید به کودک خود نفقه داده و مخارج زندگی او را پرداخت کند.

پدر تنها در صورتی از پرداخت نفقه به کودک خود معاف می‌شود که معسر بوده و توانایی پرداخت نفقه نداشته باشد. اگر پدری توانایی نفقه دادن نداشته باشد، نفقه فرزند به ترتیب بر عهده جد پدری، مادر و جد مادری کودک قرار می‌گیرد.

البته اگر پدری با وجود تمکن مالی از دادن نفقه به فرزندان خود خودداری کند، فرزندان یا نماینده آن‌ها به موجب ماده 53 قانون حمایت خانواده می‌توانند اقدام به تعقیب کیفری و اجرای مجازات برای پدر کنند.

حال اگر پدر کودکی فوت کرده باشد، پرداخت نفقه و مخارج زندگی وی به ترتیب برعهده جدر پدری، مادر، جد مادری و در نهایت مادر بزرگ کودک اعم از مادری یا پدری قرار می‌گیرد.

اگر به موجب ارث به کودک اموالی رسیده باشد، وصی که تعیین شده و در صورت عدم تعیین، امینی که از سوی دادگاه منصوب شده، اموال کودک را اداره کرده و مخارج نگهداری از کودک را از طریق ارثیه او پرداخت می‌کند.

در پایان مطلب بررسی طلاق به علت مرگ باید بگوییم که اگر زن یا مردی در جریان رسیدگی به طلاق فوت کردند، دادگاه قرار سقوط دعوا صادر خواهد کرد. زیرا دعوای طلاق قائم به شخص بوده و پس از مرگ یکی از آن‌ها، دعوا دیگر موضوعیت ندارد. زنی که همسرش فوت کرده باید عده طلاق که 4 ماه و 10 روز است نگه دارد و البته این حق را دارد که مهریه خود را مطالبه نماید.

اگر مرد فوت شده فرزندی داشته باشد، جد پدری و اگر نبود مادر باید مخارج او را پرداخت نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا